خرید بک لینک

درباره سایت

من وتو

امکانات وب

این روزها من هنوز همان پسر بچه ی قدیمی ام... هنوز درد می کشم هنوز فکر میکنم هنوز تنها هستم هنوز .... وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

برچسب: نویسنده: پرهام شاکری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:43

سالها گذشت....سالها از تابستان ۱۳۸۵ گذشت،تابستانی برای آغازِ پایان من،چقدر خوب زندگی کردم...چقدر پاک زندگی کردم...چقدر انسان بودم...درست ۱۷وسال پیش،الان هیچی از خودم ندارم،هیچی از آن انسان شاد و سرزنده،الان فقط روزها را می گذرانن،در زندگی ای که در هر روزش بوی تعفن مرا خفه می کند،در زندگی ای که یک اجبار بزرگ بود،من دنیا را باختم،آری من جوانی و زندگی و دنیا را باختم،این حق من نبود،امیدوارم در دنیای دیگر خداوند بر من سخت نگیرد و این ۱۷ سال را ببیند،ببیند که من چه ها کشیدم،چقدر پاکسازی کردم...چقدر زجر کشیدم..چقدر تنها و تنها و تنها بودم.چقدر در خودم شکستم،امیدوارم خدا مرا نگاه کنید،این دنیا که گذشت...چقدر سخت است،باید حداقل ۳۰ سال دیگر نقش بازی کنم،تا عمرم به پایان برسد،۳۰ سال...چه کشیدی تو...چه ها کشیدی تو....ای داد بیداد از دنیا و از دنیا و از دنیا

برچسب: نویسنده: پرهام شاکری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:43

صفحه بندی